ابن المقفع ( مترجم : منشي )
131
كليله و دمنه ( فارسي )
باظهار آن با تو خود را از عهدهء اين حوالت بيرون آرد و ترا بدان آلوده گرداند . مينگر در اين باب و آنچه فراخور نصيحت و شفقت تواند بود ميكن . مادر شير گفت : اين اشارت پسنديده و راى درستست ، لكن كشف اسرار دو عيب ظاهر دارد : اوّل دشمنايگي [ 1 ] آن كس كه اين اعتماد كرده باشد ؛ و دوم بدگماني ديگران ، تا هيچ كس با من سخني نگويد و مرا در رازي محرم نشمرد . شير گفت : حقيقت سخن و كمال صدق تو مقرّر است ، و من نيز روا ندارم كه بسبب بيرون آوردن خويش از عهدهء اين خطا ترا بر خطائي ديگر اكراه نمايم . و اگر نميخواهي كه نام آن كس تعيين كني و سرّ او فاش گرداني باري بمجمل اشارت كن . مادر شير گفت : سخن علما در فضيلت عفو و جمال احسان مشهور است لكن در جرمهائي كه اثر آن در فساد عامّ و ضرر آن در عالم شايع نباشد . چه هر كجا مضرّت شامل ديده شد و ، وصمت [ 2 ] آن ذات پادشاه را بيالود و ، موجب دليري ديگر مفسدان گشت و ، حجّت متعديّان بدان قوّت گرفت و ، هر يك در بد كرداري و ناهمواري آن را دستور معتمد و نمودار [ 3 ] معتبر ساختند عفو و اغماض و تجاوز [ 4 ] و اغضا [ 5 ] را مجال نماند و تدارك آن واجب بل كه فريضه گردد . وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ [ 6 ] و في الشّرّ نجاة حي * ن لا ينجيك إحسان [ 7 ] و آن دمنه كه ملك را برين داشت ساعي نمّام و شرّير [ 8 ] فتّان است . شير مادر را فرمود كه : دانستم ، باز بايد گشت .
--> [ 1 ] . ( 4 ) دشمنايگي در نسخهء اساس : دشمنايكي ؛ رجوع شود به ص 127 ح بر س 3 . [ 2 ] . ( 11 ) وصمت رجوع شود به ص 107 ح بر س 21 . [ 3 ] . ( 12 ) نمودار رجوع شود به ص 26 ح بر س 11 ؛ و نيز 19 / 11 و 41 / 13 . [ 4 ] . ( 13 ) تجاوز ص 102 ح بر س 16 ديده شود . [ 5 ] . ( 13 ) إغضا ( إغضاء ، از مادّهء غضو ) فراهم گرفتن چشم ؛ عفو كردن و در گذشتن از گناه كسي ( مقدّمة ) ؛ چشم فرو خوابانيدن ( صراح ) ؛ چشم پوشيدن ( مجازا ) . [ 6 ] . ( 14 ) و لكم . . . شما را در قصاص زندگاني و صلاحي است اى خداوندان خردها ( سورهء بقره ( 2 ) آيهء 179 ) . [ 7 ] . ( 15 ) و في الشّرّ . . . و در بدي رستگاريي است آن هنگام كه نرهاند ترا نكوئي كردن . [ 8 ] . ( 16 ) شرّير ص 71 ح بر س 9 ، و نيز 56 / 4 و 59 / 4 و 119 / 10 ح و 121 / 3 ديده شود .